نکته بعدی این بوده که تنها دوچرخه این مراسم برای پیر زنی در اومده ![]()
سلام عزیز اخوجولار بو پستی یازماخدان آماجیم بو سوزی آچیقلامادی : ددوی یوخودا گوروبسن؟
بلی عزیز اخوجولار چوخلی یئرلرده ایشئدیرخ کی دئیرللر "اولان ددوی یوخودا گوربسن ؟ " بو سوزین قایناخی و ایللک دئماخی او آروادلارا شامیل اولورموش کی هر ائونه ده یئمک قویاندا حددی دین آرتیق یئمک قویویر موشلار ائله کی نئچه نفرین پاییدا آرتیق قالیر میش .دئمک کیشی ده کی ائوین دوغوردان!!! زحمت چکنی و یئمک قازانی دی بو حالی گورنده اوت توتور یانیر و أرودا ساری اوز توتور دئیر کی : آی بالا ددوی یوخودا گوربسن؟(کی بئله خرج وئریسن ). آخی قدیم لر هرکس ددسینه خافدان خرج وئرنده هامی تعجب قالار میش لار کی اللاه بو اولاد نیه اتا سینا خرج وئریر کورسن ددسین یوخو داد گوروب می ؟ بلی عزیز اخوجولار هر زمان گوردوز ائوده آرواد چوخ یئمک قوقوب دئمک ددسین یوخودا گوروب اونداداکی گوردوز سوزا ائشیکدن حاضری یئمک تاپشیریر اوندا بیلوزکی زمانه نین چرخی دونوب و آرواد ددسین یادان چیخادیب پس هر ندن اونجه گئدوز بیر حرکتللر گوروز کی او رحمتدیخ (یهمدیخ) ارودادین یادینا دوشه.
هرکه نان از عمل خویش خورد / منت حاتم طایی نبرد
بله آخریش شهر دار قره اغاج و عواملش به خواسته زحمت کشان شهر قره اغاج یعنی به کارگران شهرداری قره اغاج تن در دادند
و حالا حقوق که چه عرض کنم
یه قولی دادند که تا چند روز دیگه چند تومنی رو بدن حالا شاید
....
کارگران شهرا داری شهر قره آغاج بدلیل پرداخت نشدن حقوق شان از ۶ ماه گذشته دست به اعتصاب زده اند همه کوچه ها پر از اشغال است فقط شانس آوردیم که الان زمستانه و مگس ها اینجا تشریف ندارن و الا با همکاری شهردار محترم از خجالت هم شهریها خود در میامدند.
گارگران شهرداری هدف از این کار را دستیابی به حقوق قاونی شان بیان کرده اند .همچنین بعضی از این کارگران که نام بردن از آنها درست نیست در تامین حداقل معاش خود ناچار مانده اند. ایشان اظهار میدارند که حتی چند ماهی است شرمنده زن و بچه خود هستند و با قرض به زندگی خود دوام بخشیده اند . امید واریم مسئولین دلسوز بفکر این قشر زحمت کش باشند .
چاراویماق سسی : قره آغاج شهری است که از قدیم الایام با نام " قره آغاج بازار " شناخته میشود . در اقدامی عجیب شهر داری قره آغاج مکان این بازار را بصورتی تغییر داده است که این تغییر تاثیر سوء بر معاملات و اقتصاد شهر قره آغاج گذاشته است.
هم اکنون مکان این بازار به روبروی روستای تارال (طالار) ۵ کیلومتری شهر قره آغاج انتقال یافته است . اقتصاد مغازه داران قره اغاجی که همیشه وابسته به روستاهای اطرافش بوده است هم اکنون این روستاها تمامی معاملات خود را با کسانی انجام میدهند که از شهرستانهای اطراف مانند بستان اباد و هشترود و... به این بازار می آیند. البته ما نمی خواهیم بگوییم که قره آغاج نیز گلی بسر روستاهایش زده است نه ! قره آغاج همیشه رابطه استعماری با روستا های اقمارش داشته است وعامل کوچ بسیاری از روستائیان به شهر هایی مانند تهران و قم بوده است . در همین قره آغاج کسانی هستند که با هزار ان دوز کلک شرعی و با معملات رونسیه ای مانند زالو خون این روستائیان فقیر و ژاک را می مکند ولی باز همه وهمه در قره آغاج اینطوری نیستند واین یک روی سکه است روی دیگر سکه معاملات مغازه دارن دیگر قره اغاجی است که همانند سایر معاملات انجام میشود .
قابل ذکر است علت اینکه روستائیان تمایل به معامله با مغازه های قره آغاجی ندارند عمده فروشندگانی است که در این بازار هفتگی حضور میابند برای مثال .اگر یک بسته چای در مغازه ۵۰۰۰ باشد آنرا در بازر هفتگی عمده فروشی که بصورت خرده در آنجا سفره پهن کرده ۴۵۰۰ می فروشد واین نیز عامل دیگر ی است امید است با همکاری ادارات مربوطه دراین باره من جمله شهراداری اداره بزرگانی اتحادیه اصناف شهرستان .مشاهده تغییر این روند باشیم
هرکسی اگر از روی انسانیت و دریچه انسانی به این عکسها نگاه کند یقین نگاه پر بغضی را هدیه دیدگاه مسئولین خواهد کرد .

برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
سلام مسئولین عزیز نمی دانم حرفی که میزنم به مزاج چه کسی تلخ و بهمزاج چه کسی شیرین است .
...این حرف دل دهها جوان و نوجوان چاراویماقی است. لطفا خوب بخوانید .
درعصر حاضر اطلاعات بخش حياتي و جدايي ناپذير براي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع مختلف قلمداد مي شود. افراد در عصر «انفجار اطلاعات» و از سوي ديگر «آلودگي اطلاعات» به اطلاعات جامعي نيازمندند که طبقه بندي شده و در اسرع وقت در اختيار آنها قرار گيرد. امروزه سازمان ملل متحد وضعيت کتابخانه هاي کشورهاي جهان را به عنوان يکي از شاخص هاي رشد کيفي و کمّي کشورها به حساب مي آورد.
درچنين عصری کتابخانه ها به عنوان ارائه کنندگان اطلاعات مطرح بوده اند. کتابخانه ها جزئی از ساختار جامعه ها بوده وبه خاطرخدمت به اهداف جامعه موجوديت پيدا کرده است لذا هدف آن بايد پيشبرد جامعه درجهت ادای وظايفش میباشدجون اهميت اين کتابخانه ها روز به روز بيشتر می شودوبه عنوان مرکز گردآوری واشاعه اطلاعات علمی ونيز تامين امکانات تحقيق برای پژوهشگران از اهميت زيادی برخوردار است

چاراویماق سسی ل: ...و من زاده محرومیت هستم من باید تا ابد سر کوفت این را بخورم که در منطقه ای بدنیا آمده ام که مدتی است فراموش شده است. من یک کتابخانه ندارم که بتوانم در آنجا مطالعه کنم. شهر من کتابخانه سمبلیکی دارد که میزهایش فقط شبیه میز هستند تا بخواهی بهشان تکیه بدهی هزارن ناله از ته دلشان بر می خیزد !! شهر من کتابخانه ای دارد که سالن آمفی تئاترش در خلوتترین جا و سالن مطالعه اش مشرف به خیابان است و میزبان صدای نا خوانده خیابان !!!! آه . سالن مطالعه ای دارد که احتمالا با کافینت یا اتاق سایت اشتباه گرفته شده است چرا که در یک گوشه آن یک عدد کامپیوتر گذاشته اند و خط ای دی اس الی وصل آن است ساعتی ۲۰۰ تومان بیا استفاه کن دانش اندووزی کن و بقولی حالشو ببر !! کتا بخانه من تنها یک توالت مردانه دارد که همسایه ها آنر با توالت عمومی اشتباه گرفته اند تا بخواهی ورقی بخوانی چند نفر به توالت رفتند و آمدن . کلی برایت تمرکز حواس ایجاد کرده اند !!! مسئولی دارد که هر از چند گاهی فقط انجا افتابی میشود و بس !
حال این فضا رامجسم کنید : صدای ماشینها از خیابان گوش آدم را نوازش میکند ! رفت و آمد افراد غریبه چه حسی برایتان بوجود می آورد (از نانوا گرفته تا گارگران ساختمانی ) ؟ آن گامپیوتر که در بالای سالن گذاشته شده است چطور ؟ صفی که بخاطر استفاده از اینترنت به آنجا اومده ؟ میزها را هم از یاد نبرید صدای جرجر شان را میگویم .
بله فکر کنم توصیف کافی بود . حالا در مقابل بیائید به شهر های بزرگ برویم اصلا بزرگ هم نه متوسط . کوچک آیا مگر بغیر از این است که کتابخانه بهترین مکان مطالعه در این شهرهاست( بطوری که افراد تحصیل کرده از آن بعنوان خانه اول خود یاد میکنند) مگر نه اینکه اینگونه محیطهایی تاثیر بسزایی در گرایش افراد به مطالعه دارد . کاش عوض آن سالن آمفی تئاتر یک سالن خوب با میزهای خوب و پنجره هایی دو جداره و ضد صدا در اختیار این دانشجویان و دانش آموزان چاراویماقی و قره اغاجی بود .
رونوشت به :
فرماندار محترم شهرستان چاراویماق
نماینده محترم شهرستان که در مجلس سخنگوی این ملت و مردم هستند.
به رئیس نهاد کتابخانه داری کشور
و کلیه مسئولینی که نامشان را نبردیم انشالله نرنجیده باشن .
یکی از راههای تهاجم فرهنگی دشمن گسترش اعتیاد به مواد مخدر است متاسفانه درسالهای
اخیر به مختلف این بلای خانمانسوز در شهر ما نیز رو به گسترش و فزونی نهاده است در این
مقوله ما نگاهی اجمالی به برخی از عوامل اصلی گسترش مواد مخدر و همچنین به بررسی نهاد
ها و ادارات مربوطه و ذیربط در حد توان و اطلاعات خود خواهیم پرداخت
از جمله عوامل موثر و شاید اصلی ترین عامل بعد از بنیان خانواده در گسترش اعتیاد به مواد
مخدر در جامعه ما معضل بیکاری است ، معضلی که بنا به نظرکارشناسان با افزایش اعتیاد به
مواد مخدر رابطه مستقیم داشته و هر چقدر بیکاری افزایش می یابد به نسبت آن اعتیاد به این
بلای خانمانسوز نیز افزایش می یابد
امروز شهرستان ما متاسفانه بدلیل داشتن آمار بیکاری بالا ( شاید حتی از سطح کشور نیز
بالاتر ) و از طرفی با قرار گرفتن در مسیر ترانزیت این سودای سیاه و از طرفی عرضه سهل و
نسبتا آسان در معرض تهدیدات قرار گرفته است ؛ سرخوردگی جوانان ما بخصوص قشر
تحصیلکرده از نبود امکانات کارو به نوعی احساس سرباری به خانواده وعدم اشتغال به خاطر
تبعیض و باند بازی از بستر های مناسب گسترش اعتیاد است که از سوی مسئولین نادیده
انگاشته شده و تنها با این بلای خانمانسوز بعنوان جرم برخورد می شود و عملا هیچ کار
فرهنگی اساسی درشهرستان ما در این خصوص انجام نشده است و بهمین دلیل علیرغم تلاش
شبانه روزی و صادقانه پرسنل زحمتکش نیروی انتظامی شهرستان این معضل ریشه کن نشده
است چرا که سایر ادارات مربوطه به وظایف خود عمل ننموده و نیروی انتظامی در مسیر این
مبارزه تنهاست و تنها نقش بازدارنده کوتاه مدت را ایفا می کند
بعد از مسائل کلی کشوری و حتی بین المللی متاسفانه اصلی ترین مقصر دراین افزایش اعتیاد
نمایندگان ادوار مختلف هشترود در مجلس با عدم ایجاد صنایع مادر و زمینه مناسب اشتغال ،
باند بازی و رابطه بازی ، استخدام های سفارشی و ....... می باشند که متاسفانه تنها بصورت
شعار گونه درزمان انتخابات وعده های سر خرمن میدهند و سال به سال دریغ از پارسال
اما ادارات مربوطه مانند شبکه بهداشت و بهزیستی نیز در این وادی کم مقصر نیستند ؛ این
ادارات متاسفانه هیچ برنامه عملی و مناسبی برای پیشگیری و درمان و مشاوره ( با لحاظ
اینکه پیشگیری بهتر از درمان است ) نداشته اند ؛ حتی یک مرکز مشاوره درمانی مناسب ،
یک مرکز ترک اعتیاد دولتی ، یک کمپ مخصوص در این شهر وجود ندارد و تنها مرکز اعتیاد
درمانی این شهر خصوصی بوده است که علیرغم اینکه می شود از ایشان به خاطر این تلاش
تقدیر نمود ولی متاسفانه مدیر مرکز محترم بیشتر از مشاوره روی به دارو درمانی آورده و به
نوعی از این راه تجارت و کسب درآمد می کنند که غالبا هزینه های مرکز خارج از توان معتادان
در حال ترک می باشد
آنچه دراین وادی قابل تقدیر و تشکر است تلاش عده ای از معتادان ترک کرده در انجمنی به نام
NA است که تنها راه درست ترک ومشاوره آنهم بصورت رایگان در شهرستان بوده و
امیدواریم نهادهای دولتی با حمایت از این انجمن گمنام اما موثر، گامی اساسی در رفع این بلای
خانمانسوز در منطقه بردارند